أبو علي سينا

مقدمهء مصحح 4

طبيعيات ( فارسى )

مصنّف علوم را طبق سليقهء خود بروش شرقى ترتيب داده - و الهيات را بر طبيعيات مقدم داشته است « 1 »

--> ( 1 ) ارسطو در طريقهء تعليم خود متدرجا از محسوس رو بمعقول مىرود ، و از مادى و علم طبيعى دروس خود را آغاز مىكند ، و سپس بتعليميات ( يعنى : علوم رياضى ) مىپردازد ، و پس از فراغ از آن وارد علم الهى مىشود و - طبيعيات را علم اسفل مىنامد ، و رياضيات را علم اوسط ، - و الهى را علم اعلى . مصنف نيز همين طريقه را جز در كتاب حاضر در تصنيفات جامع خود : مانند شفا - و نجاة - و غير اين دو رعايت كرده - و فلاسفهء ديگر نيز مانند بهمنيار در كتاب التحصيل - و شاگرد او ابو العباس لو كرى در كتاب بيان الحق بضمان الصدق - و ساير فلاسفه كه پس از شيخ مىزيسته‌اند مانند ابو البركات بغدادى در كتاب المعتبر - و امام فخر رازى در المباحث المشرقيه - و غير هم همان طريقهء ارسطو را در ترتيب علوم پيروى كرده‌اند . و از اينجا معلوم مىشود - كه طريقهء صدر الدين شيرازى - و شاگردان - و پيروان فلسفهء وى - مانند ملا محسن فيض ، و حاج ملا هادى سبزوارى - كه در تأليفات خود - فلسفهء اولى و الهيات بمعنى اعم را مقدم ميدارند ، و از آن پس بالهيات اخص مىپردازند ، و پس از اين علوم طبيعى را مىآورند ، سابقه دارد ، و نخستين كتابى كه اين طريقهء تعليم را پيش گرفته - كتاب حاضر است . وجه ترجيح طريقهء ارسطو آنست - كه : انسان نخست محسوسات را مىيابد - و با آنها انس مىگيرد ، و سپس بمخيلات - كه از ماده مجرد ، ولى داراى مقداراند ، و پس از آن متدرجا بمعقولات پى مىبرد . اما سبب ترجيح طريقهء شرقى - كه ظاهرا تأليف اسبق آن در دورهء اسلامى كتاب حاضر است اينست - كه مفاهيم هر چند تمام‌تر - و فراگيرنده‌تر باشد - و دامنهء شمول آنها بيشتر - عقل آنها را زودتر - و آسانتر مىيابد ، فلهذا است - كه كودك هم مفهوم - و معنى هستى - و نيستى را ابتداء مىيابد ، - و اگر تعريفى ( مانند : ثابت العين - يا چيزى كه بتوان از آن خبر داد ) براى آن در كتابهاى فلسفى ياد شده - تعريف حقيقى نيست ، چه اين معانى ابتداء - و بىمقدمه بذهن درمىآيند ، و اين تعريفها تنها